۵ خطای گشایش که هر تازهوارد تختهنرد مرتکب میشود
بیشتر بازیهای تختهنرد میان مبتدیها تا تاس چهارم نیمهتمامشدهاند، نه به خاطر شانس، بلکه به خاطر مشتی عادت گشایشی که امن به نظر میرسند و بیسروصدا فاجعهاند. این پنج عادتی است که همیشه سر تخته میبینیم، اینکه چرا هرکدام درست حس میشوند، و اینکه شبیهسازیهای رایانهای بهجایشان چه میگویند.
خطای ۱: ساختن خانههای عمیق در آغاز بازی
تاس 6-4 میآورید، میبینید 8/2 6/2 یک خانه میسازد و همان را برمیدارید، خانه ساختهشده که خوب است، نه؟ این احتمالاً وسوسهانگیزترین حرکت غلط تختهنرد است. خانه ۲ در این مرحله تقریباً هیچ کاری برایتان نمیکند: هیچ عدد فراری را نمیبندد (دو مهره عقبی حریف هنوز دم در خانه ۱ شمایند و قصد عبور از خانه ۲ را ندارند)، چیزی به دیوار نمیافزاید، و دو مهره را تقریباً دورترین جای ممکن از میدان دفن میکند. یک تاس کامل خرج کردهاید تا مهمات را به اثاثیه تبدیل کنید.
خانهها همارزش نیستند. خانه ۵، خانه میله و خانه ۴ برای بازی میجنگند؛ خانههای ۱ و ۲ بیشتر تماشا میکنند. با گشایش 6-4، شبیهسازیها 24/18 13/9 یا فرار کامل 24/14 را ترجیح میدهند؛ حرکتهایی که بهجای خریدن یک زینت، بر سر موقعیت میجنگند. قاعده کلی: در آغاز بازی خانههایی بسازید که ششها و پنجها را میبندند، نه خانههایی که حریف با خوشحالی به شما واگذار میکند.
خطای ۲: خواباندن مهرههای عقبی
مبتدیها با دو مهره خانه ۲۴ مثل یک بدهی رفتار میکنند که باید نادیده گرفته شود: نه جدایشان میکنند، نه جلو میبرند، فقط رهایشان میکنند تا کنار هم بمانند و هر تاس صرف حرکتهای «امن» جای دیگری شود. محتاطانه حس میشود: جدا کردن یعنی یک بلات در زمین خانه حریف، و بلاتها زده میشوند.
اما حساب دقیقاً خلافش را میگوید. در گشایش، زمین خانه حریف فقط یک خانه ساختهشده دارد، پس اگر زده شوید تقریباً بیدرنگ از میله وارد میشوید (تختهای با پنج خانه باز یعنی ورود ۳۵ از ۳۶). این ارزانترین ضربهای است که در کل بازی خواهید خورد، و قیمتش با هر نوبت که تخته او پرتر میشود بالا میرود. در همان حال، مهرههایی که به خانههای ۲۳ یا ۲۱ یا ۲۰ رسیدهاند دارند کار میکنند: لنگرهای خوب را تهدید میکنند، زمین بیرونی را پوشش میدهند و سازندههای حریف را عصبی نگه میدارند. حرکتهایی مثل 24/23 با یک، یا 24/21 و 24/20 با جداییهای بزرگتر، دقیقاً به همین دلیل در گشایشهای تأییدشده شبیهسازی استانداردند. زود جدا کنید، وقتی ارزان است، نه دیر، وقتی از سر ناچاری است.
خطای ۳: برجسازی روی خانه ۶
پنج مهرهای که روی خانه ۶ شما شروع میشوند نیروی جاذبه دارند: هر عدد ناجور «با خیال راحت» روی همان توده بازی میشود و تا حرکت ششم هفت مهره روی یک خانه مثل کیک عروسی میدرخشند. هیچچیز زده نشد. هیچچیز هم به دست نیامد.
مهرههای پس از پنجمین مهره روی یک خانه مردهاند؛ چیز تازهای نمیبندند، چیزی را پوشش نمیدهند، و هر پیپی که خرج انباشتنشان شده پیپی است که خرج ساختن نشده. بازیکنهای قوی ریسکهای کوچک را میپذیرند تا مهرهها کارکن بمانند: سازندههای پخششده روی خانههای ۸ تا ۱۱ تاس نوبت بعد را به خانههای تازه بدل میکنند، و به همین دلیل است که حرکتی مثل 13/10 13/9 با گشایش 4-3 از حرکتهای مرتببهنظرِ انباشتی بهتر عمل میکند. انعطاف بازیهای تختهنرد را میبرد؛ برجها آنها را آرام و نامرئی میبازند. اگر قرار است یک ایده از نکتههای ما برای مبتدیان با خود ببرید، همین باشد.
خطای ۴: زدن هر چیزی که تکان میخورد
یک بلات پیدا میشود؛ بازیکن تازهکار میزندش. همیشه. بیدرنگ. زدن حس پیشرفت میدهد، برای حریف پیپ آب میکند و لذتبخش است.
اما زدن یک معامله است نه یک پیروزی، و در آغاز بازی قیمتش میتواند از سودش بیشتر باشد. خطای کلاسیک، زدنِ باز در عمق زمین خانه خودتان وقتی تختهتان ضعیف است: روی خانه ۲ میزنید و بلات خودتان را همانجا میگذارید؛ او از میله وارد میشود و با یکسوم تاسها شما را میزند؛ و حالا شما روی میلهاید و به تخته او خیره شدهاید، در حالی که موقعیتتان یک مهره بیمصرف روی خانه ۲ اضافه کرده است. پیش از زدن اینها را بپرسید: آیا این ضربه مسابقه را یکسره میبرد؟ آیا تمپوی معناداری میگیرد، یعنی حریف را وادار میکند تاسی را صرف ورود کند؟ آیا تخته خودم آنقدر قوی هست که خوردهشدنِ متقابل برای او ترسناکتر باشد تا برای من؟ وقتی پاسخها بله است بزنید. وقتی نه است، بهجایش بسازید؛ فرصت زدن اغلب نوبت بعد هم سر جایش هست، آن هم با پشتیبانی بهتر.
خطای ۵: از نو حل کردن مسئلهای که حل شده است
هر موقعیت گشایشی تختهنرد را رایانهها میلیونها بار شبیهسازی کردهاند. بهترین حرکت برای هر یک از ۱۵ تاس گشایشی ممکن بهسادگی معلوم است؛ این تنها لحظه بازی است که بازی بینقص به قیمت حفظ کردن در دسترس است، و بیشتر مبتدیها از برداشتنش صرفنظر میکنند. آنها گشایش را بازی به بازی از روی حس بازسازی میکنند، و حسشان با وفاداری تمام خطاهای ۱ تا ۴ را تولید میکند.
پانزده حرکت. کل درس همین است: پنج خانهساز، مشتی جدایی، چند حرکت سازنده، و یک پرش بلند عاشقانه. راهنمای حرکتهای آغازین ما همه را با نقشه پشتشان فهرست کرده است، بهعلاوه شش جفت برای موقعیتهای پاسخ. یک شب کار با فلشکارت و دیگر هرگز سه تاس اول بازی را هدیه نمیدهید.
الگویی که پشت هر پنج خطاست
یک بار دیگر به فهرست نگاه کنید و یک درونمایه بیرون میزند: هر خطا موقعیت را با آسودگی معامله میکند. خانه عمیق حس پیشرفت میدهد، مهرههای عقبیِ یخزده حس امنیت، برج حس نظم، ضربه غریزی حس تحرک، و گشایش بداهه حس طبیعیبودن. تختهنرد آسودگی را تنبیه میکند. تاسها در هر تعداد واقعی بازی سرانجام هموار میشوند، روی تاس جوانمردانه واقعاً هموار میشوند، و معنایش این است که بازیهایی که میبرید همانهاییاند که وقتی تاسها آرام گرفتند مهرههایتان بهتر چیده شده بودند. از همان تاس اول بهتر بچینیدشان، بعد بیایید تفاوتش را سر میز زنده بیازمایید.